تلفن اورژانس روانپزشکی

تلفن اورژانس بیماران اعصاب و روان

برای دسترسی سریع به اورژانس روانپزشکی و انتقال بیمار دچار اختلالات روانی یا مبتلا به مصرف مواد مخدر بطور شبانه روزی می توانید با ما تماس بگیرید

021.22878500 مرکز آمبولانس شفا

متخصصین روانپزشکی در مرکز آمبولانس شفا همیشه در دسترس هستند تا به شما بصورت رایگان مشاوره دهند ، اگر برای انتقال بیمارتان به بیمارستان یا کمپ های ترک اعتیاد به اطلاعات نیاز دارید نیز میتوانید بصورت شبانه روزی با ما تماس بگیرید.

برای آگاهی شما عزیزان ازبرخی اختلالات روانی با یک متخصص روانپزشکی به گفتگو نشستیم . ایشان بطور مختصر توضیح دادند:

اختلالات روانی بر دو دسته تقسیم می‌شوند:

اختلالات سایکوتیک و نوروتیک .

بیماران نوروتیک از افسردگی بعد از زایمان، سوگ، اضطراب حاصل از امتحان یا اختلالات جنسی و… رنج می‌برند ، اما در مبتلایان به اختلالات سایکوتیک ارتباط بیمار با واقعیت قطع می‌شود.

علائم خاص این بیماران توهم، هذیان‌ها و باورهای غلط شان است. توهم شدید در این بیماران این افکار را در ذهن شان پرورش می‌دهد که برای مثال مادرشان قصد کشتن شان را دارد و آنها زودتر پیش دستی می‌کنند ، آنها صداهایی را می ‌شنوند که دستور کشتن دیگران را صادر می کند که البته بیماران سایکوز در مقابل این صداها ناتوانند و می گویند دست خودشان نیست.

اختلال سایکوز یا به قول قدیمی‌ها جنون جوانی پایه ژنتیک دارد ، فرزندان بیماری را از پدر یا مادر به ارث می‌برند بطوریکه روانشناس یا روانپزشک بعد از مشاوره از خانواده بیمار می ‌خواهد همگی برای ویزیت به درمانگاه مراجعه کنند.

اغلب مادران در مشاوره روانپزشکی عنوان می کنند بچه شان در سنین بلوغ خیلی آرام بود و اصلاً حرف نمی زد و بعد از آن‌که در سن نوجوانی افت نمره پیدا کرده و مشکلاتش در مدرسه تشدید و اخراج شده به راه حل‌های درمان روی آورده‌اند ، در حالیکه همه این‌ها علامت بیماری بوده و خانواده‌ها به دلیل نداشتن سواد سلامت روانی متوجه مشکل فرزندشان نمی ‌شوند.

برخی از خانواده‌ها آگاهی از سلامت روان ندارند برای مثال بچه‌ای که تند تند دستشویی می رود سریع او را برای آزمایش ادرار به پزشک می ‌برند اما هیچ وقت به بیماری روانپزشکی توجه نمی ‌کنند و نمی ‌دانند بخشی از رفتارهای بیماری روانپزشکی در طول روز و به شکل تکرر ادرار اتفاق می‌افتد

یا این‌که بسیاری از والدین عنوان می ‌کنند که بچه‌شان«ای دی اچ دی ای» دارد ، این اصطلاح امروزه بین خانواده‌ها باب شده است در حالیکه همین کودکان در بزرگسالی اختلال خلقی پیدا می‌کنند که کار درمان شان به مراتب سخت‌تر است.

با دیدن نشانه های اختلالات اعصاب و روان در عزیزانمان باید سعی کنیم با موضوع روبرو شویم نه اینکه آنرا به فراموشی بسپاریم یا به وقت دیگر موکول کنیم

 

138 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

  • تشکر از سایت بروز شما

    پاسخ
    • سلام وقت بخیر
      برادر من شیشه و هروئین مصرف میکنه
      ومدام به زنش ومادرم وهمه بدبین …امروزوسایل خونه اش شکسته زن وبچه اشم انداخته بیرون…هرکاری میکنیم نمیاد دکتر به کجا باید زنگ بزنیم تو رشت که بیان ببرنش
      چون از ما همش فرار میکنه نمیتونیم ببریمش به زور ممنون میشم راهنمایی کنید

      پاسخ
      • با سلام من یک دختر ۲۳ ساله هستم نمیدونم روانی شدم یا این دنیا رو خیلی درک میکنم واقعا نمیدونم .یکی از چیزایی که خیلی اعصابمو بهم میریزه اینه که پدرم حرفای بد میزنه سر سفره کلا همه جا بعد وقتی من باهاش برخورد میکنم به خاطر حرفای بد به من میگن دیوونه واقعا نمیدونم چیکار کنم مادرمم به من حرف میزنه میگه تو شدی پدر مادر ما چند بار خواستن منو بندازن دیوونه خونه گفتم اگه واقعا دیوونه خونه باشه خودم شخصا برم تا اینام از دستم راحت بشن

        پاسخ
        • دقیقا منم خسته شدم ایکاش میشد خودمو معرفی میکردم دیونه ام

          پاسخ
          • سلام.وقت بخیر.پدرم۶۹سالشونه،ازجوانی بسیارپرخاشگروآزارگر هستند.بطوریکه دائما به بهانه های واهی خانواده رو موردضربوشتم قرار میدهند.حتی الان که مادرم مسن هستند ویک برادر معلول درمنزل هستند.
            دائما تهدید به کشتن این دونفرمیکنند.بنظرتون همچنین شخصی امکان بستری داره؟خودشون راضی به مراجعه به پزشک نمیشن

          • سلام ، باید از پزشک روانکاو مشاوره بگیرید .

          • چرا مایی که مشکل یکسانی داریم ، یه گروه تشکیل ندیم؟
            حرفای همو میفهمیم …. دیوونه خونه جای مناسبی برا ماها نیست ، چون اونجا ادمای بسیار بسیار متفاوتی هستند که ممکنه حتی باعث ایجاد وحشت و ترس هم بشه در ما

          • دقیقا اگه بشه خیلی خوب میشه

          • اگ تو تونستی به منم بگو منم خدمو اونجا معرفی کنم

        • سلام تو تنها نیستی…..

          پاسخ
        • سلام. عزیزم دقیقآ منم مثل شمام. مادر من ی بیمار روانیه، اما زیر بار نمیره و همش نسبتای خودش رو بمن میده و میگه من دیوونم، ۲ سال هم تحت نظر روانپزشک بود و اینقد دروغ و دغل گفت به دکتر و خودسرانه داروهاش رو قطع کرد اما خوشبختانه سردرد اینقد بهش فشار آورد که دوباره مجبور به خوردن قرصا شد، حالم ازش بهم میخوره و دوست دارم زودتر از شرش خلاص شم، آمین.

          پاسخ
          • ایمان امیدی
            ۲۷/۰۶/۱۴۰۲ ۰۳:۱۴

            واقعا همه مون گیرافتادیم نمیدونم چکار کنم دگ چرا بچه های ساکت و دلسوز گیر همچین انسان‌هایی میفتن یکی مثل خودشون باید باشه بچشون تا سکته کنن راحت بشیم

          • ????????منم همچین مشکلی دارم ولی دوست دارم مادرم خوب بشه

        • منم اینجوری

          پاسخ
      • سلام خوب شدن داداشتوم؟

        پاسخ
      • تویه گوگل سرچ کن و بنویس کلنیک ترک اعتیاد در شمال. داره حتما… باید اونجا گیرش بدی. دوماه اونجا نباشه ولش کنید. برو براش قرض کن پول جور کن ولی نزاری زود بیاد بیرون. نصف سالو بزار کمپ باشه تا بیاد بیرون نکشه دیگه… شیر و آبمیوه طبیعی برای بالا رفتن مقاومت بدنش ببر کمپ همیشه. کادو براش بخرید ببرید. ولش نکنید به امان خدا اگه میخواید واقعی بزاره کنار. شما بهش بی توجهی کردید که الان ب اینجا رسیده… خدا کمکش کنه

        پاسخ
      • سلام روز بخیر من مادرم ۶۰ سالشه یه دوسه ماهی هست افسردگی گرفته از خونه بیرون نمیره هیچی کاری نمیکنه به همه چی شک داره الان دوشب هست که دیگه داد میزنم میگه همه مارو نگاه میکنن تو خونمون دوربین گذاشتن با خودش حرف میزنه نمیدونم چیکار باید بکنم تو رو خدا کمکم کنید

        پاسخ
    • سلام مادر من مشکل آلزایمر بعلاوه افسردگی شدید داره خیلی داره اذیت می‌کنه هزار بار یه حرف نمیزنه کلا مشکل روحی داره جایی هست که بتونم ازش نگهداری کنن

      پاسخ
  • سلام سپاس خیلی جالب و زیبا بود

    پاسخ
    • سلام من ی داداش دارم دیوونه شده از ساعت ۱ ظهر تا ۹ شب هی با خودش حرف میزنه داد میزنه میگه ابروتونو تو فامیل میبرم میگه نمیام دکتر زنگ بزنید بیان منو ببرن روانیمون کرده ما از ساعت ۱ تا الان ک ساعت ۹ تو اتاق نشستیم میگه نیاین بیرون لباس میپوشه میخواد خودش بره بیرون انگار ی کسی نمیزاره بره دوباره لباساشو در میاره سرکارم نمیره هر روز کارمون شده گریه و زاری

      پاسخ
      • سلام. داداش شما دچار بی محبتی از سوی شما شده. شما فقط میتونید برای اون روی یه برگه بنویسید و ازش خواهش کنید که برا شما بنویسه فقط و درخواستشو بگه. باید حرفاتو ده بخش کنی و تو ده برگه نوبتی هر روزی یه برگه رو براش بنویسی و خواهش کنی ازش که تو این برگه برات بنویسه مشکلشو. یکی که تا حالا اذیتش نکرده و همیشه باهاش خوب بوده باید این کارو بکنه… اون میتونه حرفای دله داداشتو در بیاره و شماها که خانوادشید باید پیروی از حرفش کنید و خواسته مقولانشو برآورده کنید… اگه مالی بود برید قرض کنید واسش اگه منطقی بود صحبت هاش… به هیچ وج صداش نکنید چند روزی… و صبور باشید و مصرف روزانشو از غذا براش بزارید و حتی نگید آین غذاته بخورش… به امید خدای بزرگ مهربان این لباس بدو از تنش در میاره و از این جلدش خارج میشه

        پاسخ
      • داداش منم همین دقیقا همین حرفا میزنه

        پاسخ
  • سلام ایا اورژانس تو شهر بندرانزلی هم است؟

    پاسخ
    • سلام ، بله با شماره ۱۱۵ در شهر خودتون تماس بگیرد .

      پاسخ
      • من ۱۸ سالمه شیزوفرنی و افسردگی حاد دارم ولی پول دکتر رو ندارم و تامین اجتماعی هم نوبت نمیده خانواده هم درک نمیکنن …)

        پاسخ
        • سلام مادرم ۶۹سالشه مبتلا به الزایمر شده تو خونه بند نمیشه میگه دخترکوچیک دارم بگید بیاد توروخدا کمکم کنید چیکار کنم

          پاسخ
      • سلام.من ۲۳ سالمه و مشکل روانی دارم. حملات شدید افسردگی بهم دست میده. سرم رو مکررا میکوبم دیوار. روی دستم تیزی میکشم. توی تاریکی گیر افتادم. باید بستری بشم. چیکار باید بکنم؟

        پاسخ
    • سید مهدی عطائی
      ۱۵/۰۱/۱۳۹۹ ۰۷:۴۷

      با سلام ادب احتراااااام.
      خانم ۶۰ ساله ساکن گیشا همسایه واحد روبرو بنده هستند که تنها زندگی میکنند .متاسفانه ایشان از بیماران سایکوتیک شدید رنج میبرند .چندین بار در بیمارستان روزبه به مدت چندین ماه بستری شدن ولی باز به دلایل نامعلوم مرخص میشه. الان چند روزی هست واقعااااا دیوانه کرده مارو اینقدر داد میزنه تو خونه ایشان هیچ کسیو نداره بجز ی خواهر که ایشان هم به علت این بیماری در بیمارستان روزبه چند ماه است بستریبستریه. میشه راهنمایی کنید الان باید از چه مرجعی اقدام کنیم که ایشان را به بیمارستان روزبه انتقال دهند .ممنون میشم ?

      پاسخ
      • منم یه خواهر دارم دقیقا همینجوری که شما میگید نمیدونم باهاش چیکار کنم همسایه هامون شاکی شدن،جایی هست که اینجور کس هارو ببرند بخوابونن، قیمت بستری هم پایین باشه؟

        پاسخ
      • سلام مادر من شیزو فرنی داره ، وقتی میره دکتر جوری رفتار میکنه ، که معلوم نشه ولی همش با خودش حرف میزنه حمله میکنه ، فوش های رکیک میده ، با خودش هم دعوا داره ، قبول نداره که مریضه و رضایت ، به بستری نمیده ، سه ساله اینجوریه ، آسیمون کرده نمیدونم چیکار کنیم ، میشه بگید چیکار میشه کرد؟ لطفا

        پاسخ
        • باسلام منم‌ دقیقا یه برادر دارم ، به من فوش های ناموسی میده منو میزنه ، من‌جوابش نمیدم هر روز رفتارش بد تر میشه ، هیچ کس حریفش نمیشه ، نمیدونم چکار کنم به خدا پناه ببرم ، دیگه به گلوم رسونده ، من دیگه باید چکار‌کنم‌

          پاسخ
      • سلام پدر من مشکل روانی داره همیشه مادر و خواهرم رو کتک می زنه وقتی میخوایم ببریمش تیمارستان فرار می کنه ، نمی تونیم خودمون ببریمش شماره اورژانس که بیماران رو خودشون ببرن می شه لطفا بهمون بگید

        پاسخ
      • سلام. یکی فامیلون دیوانه شده میگه جن تو سروبدنم هست به همه دریوری میگه میشه راهنمایی کنید بیمارستان هم بردیمش اونجا که میریم به دکتر میگه هیچ مشکلی ندارم خونه که میاد همه چی خرد میکنه

        پاسخ
        • سلام همسربنده سالهاست قرص کلونازپام میخوره،فحاشی میکنه همش تهمت میزنه بهم، کتکم میزنه خیلی وقتا قصد کشتن منوداره همش میگ اول تورو میکشم بعد خودمو،بارها با دست یا کمربند انقدرگلومو فشارداده ک کبود شدم،خودزنی میکنه دستاش همش جای چاقو و تیغه. یک دختر یکساله دارم ک اونم عصبی و پرخاشگر شده و توخواب همش جیغ میزنه. من چجوری میتونم عدم صلاحیتشو بگیرم و جداشم ؟؟

          پاسخ
  • سلام من دخترم ۲۰ سالشه مدتیست دچار جنون موقتی میشود که این اواخر بیشتر و حادتر شده و دارای رفتار پرخاشگرانه میشود .و ساعت ۳ نصف شب شروع به جیغ و چاقو کشیدن و…. میکند ایا برای انتقال بیمار حاد به بیمارستان روانپزشکی متخصصین شما ابزار بیهوشی یا امپولهای واکنش سریع دارند .خودش تحت هیچ عنوان رضایت به بستری شدن نمیدهد

    پاسخ
    • سلام
      بله اینگونه بیماران پس از تزریق دارو وبه صورت خواب یا خیلی ریلکس منتقل میشوند

      پاسخ
      • نسرین شفیعی
        ۲۱/۰۳/۱۴۰۰ ۱۳:۴۶

        سلام من مادری ۵۶ ساله ام پسرم ۲۲ سالشه الان چند سالیه که همین رفتارهای ناهنجارو داره بطوری که شش ماه سربازی رفت و یک ماه توی بیمارستان روحی و روانی ارتش خوابید و بعدشم معافش کردن ولی الان واقعا داره از لحاط روحی همه ی ماهارو روانی میکنه به هیچ وجه نه دکتر روانپزشک میاد نه حاضره دارو مصرف کنه میگه شما روانیین من سالمم بخدا دیگه خسته شدیم از دستش میشه راهنماییم کنید باید چکار کنم ؟ ??

        پاسخ
        • با سلام
          من فرزند پسری دارم که شانزده سالست،و تا الان پنج بار دست به خودکشی زده، بسیار خودبزرگ بین و بی ادب هست، در صورتی که من و مادرش هر راهی که لازم باشه درست بشه رو انجام دادیم، متاسفانه بسیار بسیار بسیار نسبت به من و مادرش و بیشتر مادرش تندخو هست و ایشون رو در نبود من و گاهی هم در حضور من حمله می‌کنه کتک میزنه حرفهای بسیار رکیک به من و مادرش و مردم میزنه، الان واقعا مستأصل شدم،واقعا نیاز هست بستری بشه ولی هیچ مرجعی جواب درست نمیده، خستمون کرده و واقعا بودنش تنها با مادرش در منزل خطر جانی برای مادرش داره،به ۱۲۳ زنگ زدیم حرف یا راهکاره،خاصی ارائه ندادن، دو سه مرتبه مجبور شدیم به پلیس زنگ بزنیم،نهایتا با یه گزارش تموم شد،جلوی پلیس مادرش رو به قتل تهدید کرد، ولی فقط یه گزارش…. هر کس میخونه عرایض منو، تورو خدا راهکار بهم بده،اگر واقعا راه حلی هست که بیان از خونه ببرنش، برای من کاری نداره بزنم بشکونمش،ولی این قطعا راه درمان نیست. استدعا میکنم اگر راه حلی دارید بیان کنید ممنون

          پاسخ
          • من این شکلی بودم
            مقصر خودش نیست
            یه خاطره خیلی خیلی بد از شما
            یا یکیتون تو ذهنمه تو زمان بچگی که حضمش براش سخته و از اون بابات ضربه خورده میخوره که اینجوری شده
            من یکی بودم مثل پسروتون
            ولی الان بعد دوبار بیفایده بودن خود کشی کردنم یه قرصا که زیر نظر پزشک ریختن تو غذا آبم و الانم میریزن قرصا پرخاشگری یا مال بچه های پیش فعال
            فقط نذارید بفهمه اینجوری آرومش میکنید
            چون مثل الان من میشه یه افسرده به تمام منا د حتی حوصله حرف زدن با یه آدمی روحم نداره
            و اول سعی کنید بجای دارو اون موضوعی که ازتون ناراحته رو پیدا کنید براش سخته خیلی

          • اگربه مدارک پزشکیشون دسترسی دارید در دادگاه محجورین طرح شکایت کنید

  • با سلا م مادری دارم که بیشتر وقتها از حد متعارف خارج میشود مثلافرد مرده ای را بجای یک زنده میگیرد تهمت دزدی میزند و داد و فریاد راه میاندازد ۹۰ سالداردقرص زولپیدم ۱۰ و سیتالو پرام ۲۰ میخورد توان اوردن او را به پزشک ندارم ضمنا توهم و ترس دارد چه راه حلی دارید آیا میتوانم از ویزیت پزشک در منزل بهره ببرم اولین بار است با شما مکاتبه میکنم

    پاسخ
  • سلام توروخداکمکمونن کنین یه داداش دارم زندگیمونوبه هم ریخته هرروزمادرمومیزنه میگه من خداهستم ۶بارتوبیمارستان فارابی کرمانشاه بستری شده ولی متاسفانه به دلیل نامعلوم مرخص میشه

    پاسخ
    • سلام روزبخیر من مدت ۳سال متادون مصرف کردم.الان ۱۲ روز از آخرین مصرفم میگذره و علائم درد از بین رفته ولی ۱۰ شبانه روز حتی یکساعت هم نخوابیدم.لطفا کمکم کنید

      پاسخ
      • سلام داداش من متادونو ترک کردم ۴۰ شب نخوابیدم خوابت به مرور زمان تنظیم میشه عجله نکن درست میشه شبا گل گاو زبون و دمنوش ارامبخش بخور بهتر میشی زودتر سر پا میشی

        پاسخ
    • سلام پدری ۶۳ساله دارم هی قهر میکنه و کوچکترین حرف عصبی میشه این بچه کوچیکا خرید خونه یه بار صد بار انجام نمیده هیچ کسی هم دوست نداره بیاد خونه اش هر کی بیاد بعد رفتنش قهر میکنه معمولا ارثیه ایا دارویی چیز خواصی داره

      پاسخ
    • zahra.hajati.20201@gmail.com
      ۲۴/۱۰/۱۴۰۱ ۲۲:۲۶

      سلام دقیقا برادرم منم اینطوریه درحالت عادی اصلا خیلی اروم حرف میزنه وباخودش خیلی حرف میزنه چندبارتمامی وسایل خونه روزده شکسته همونوفوس ناموسی میگه واذیتمون میکنه ولی وقتی دعوامیکنه صداش تاکجا میره تهمت میزنه هرچی میخواد میخریم به چشمش نمیاد چندبارکه دعواانداخت چاقوباشه میزنه تمام بدنم مون درد میکنه بس که تودعوا زده مارو خسته شدیم کسی راهکاری داره بگه ارزان باشه

      پاسخ
  • سلام آیاد اورژانش در سقز نیز وجود دارد؟ و سوال دیگه هم اینه که جای بستری و نگهداری بیمار روانی وجود دارد؟

    پاسخ
  • سلام من برادرم معتاد هست و هفت سال که با زنداداشم زندگی می‌کنه و زنداداشم هم مشکل روانی داره مدام صبح تا شب فش میده و میگرن عصبی و سادیسم و چند تابیماری دیگه هم داره دوتا بچه کوچولو دارن که من دلم برای اونها میسوزه ،چون زن شوهر عقل ندارن اسپری فلفل توی خونه میزنن موقع دعواهاشون که برادر زاده هام مریض شدن و بچه ها رو پرت میکنن روی زمین چه کسی مسئول واقعا و من چکار باید بکنم؟

    پاسخ
  • سلام من یه خاهر دارم از بچه گی تا الان ۳۳ سالشه یه دختر هم داره همش چاقو میکشه با همه خانواده دعوامیکنه یعنی میشه چند سالی بستری بشه؟؟قیمت هرسال چقدره؟

    پاسخ
  • باسلام پسرم خیلی دنبال لات بازی ودنبال گندگی میگرده.سرشوخودش خط انداخته باچاقو.همش دنبال چاقوودعواس.به من ومادرش بی احترامی میکنه.مطمعنم موادمصرف میکنه اماچی نمیدونم.چون معلومه توحال خودش نیس.عادی نیس رفتارش

    پاسخ
  • سلام شوهر من خیلی زود به زود اعصابش خورد میشه خیلی زود عصبی میشه حال روحی خوبی ندارد هرچی ام بهش میگم میگه من حالم خوب نیست من مریضم و… ایا این مورد لازمه که بستری بشه؟؟؟؟

    پاسخ
    • سلام ، بهتر هست ابتدا به پزشک روانشناس یا روانکاو مراجعه نمایید

      پاسخ
      • نمیاد دیوونمون کرده تو خونه اسم ی آدمایی رو هی میاره تو بیمارستان ی قرصی نیست ک حافظه پاک کنه یا ی شوکی چیزی هزینش بگید لطفا شهرقدس

        پاسخ
        • سلام ، بیمار شما حتما باید تحت نظر پزشک متخصص قرار بگیرند . در صورتی که از کنترل خارج شده اند و در تهران هستید، بستگان نزدیک مثل پدر ، برادر … با مرکز آمبولانس شفا تماس بگیرند .

          پاسخ
    • سلام. شما باید براش بنویسید… باهاش بیشتر وقتا حرف نزن. براش بنویس و درخواست کن ازش که قوی باش و زندگی همه سخته و توام هیچ وقت با کنایه باهاش حرف نزن و رفیق و هم دمش باش و با امید زندگیتو ببر جلو. تو حس بد بدی زندگی بدتر از این می‌شود

      پاسخ
      • توام همش همینو میگی بعضیارحرف حالیشون نیست بیشعور به تمام معنان مثل داداش من پرتوقع و خود بزرگ بین میگه چرا خانواده من اینن شما باید هرچی دارید و ندارید پای من بریزید و اگه خیلی چیزارو هم ندارم تقصیر شماست مارو عامل بدبختی و خودش رو شاه فرض کرده انگار نه انگار هممون تو یک شرایط یکسانیم جدیدنم معلوم نیست چه کوفتی استفاده می‌کنه دیگه داره حالم ازش بهم میخوره

        پاسخ
  • سلام یه بردار دارم روانیه همینطور تو خونه هی داد و بیداد میکنه همرو فوش میده تحدید میکنه ،میزنه، درگیری فیزیکی راه میندازه، پدر مادرمو میزنه اونام نمیتونن خیلی از خوشون دفاع کنن من باید جلوشو بگیرم باهاش درگیر شدم دستم شکسته ، دنده نزدیک ترقوَم شکسته، سه چهار سالیه که هرچیم میره جلوتر بدتر میشه
    تورو خدا بگید چیکار کنیم بیچاره شدیم دیگه روزگارمونو سیاه کرده

    پاسخ
    • خواهر منم همینه باید خودمونو بکشیم راحت شیم راه دیگه نیست

      پاسخ
    • سلام. اینکه شما اونو روانی خطاب میکنید شماهم در مرحله ذهنی و فکری خوبی قرار نداری… اون برادرته و شما باید با کمک های عاطفی اونو ب زندگی برگردونید… تنها راه شما اینه ک غرورو برا هم کنار بزارید و ب سلامت درونی همدیگه کمک کنید…

      پاسخ
    • شما با احترام گذاشتن بلند مدت و محبت از لحظ مالی و عاطی شمارو به هدفتون نزدیک میکنه… برادر شما احترامی ندیده که بزاره…. اون بیماره و شما باید به چشم بیمار ببینید و درخواست هاشو برآورده کنید در صورت منطقی بودن. با احترام گذاشتن همیشه همه چی روب خوبی رفته

      پاسخ
  • سلام.کسی بخواد می‌تونه با اختیار خودش بستری بشه؟

    پاسخ
  • سلام منم یه برادر دارم همینجوریه .شیزوفرنی داره تورو خدا تو کرمانشاه یه جای شبانه روزی هست که اونجا منتقلش کنیم اگه نیست چطور میتونیم به تهران منتقلش کنیم .لطفا راهنماییمون کنید ممنون میشم

    پاسخ
  • پونه اسماعیل زاده
    ۲۶/۰۷/۱۴۰۰ ۲۰:۱۳

    سلام من مشکل اعصاب دارم میخام بستری بشم واقعن خسته شدم ازینکه پنج سال قرص اعصاب خوردم هیچ تاثیری نداشت لطفن یه کاری برام بکنید تروخدا

    پاسخ
  • با سلام وعرض ادب منم یه خواهر دارم فقط منفی به همه چی نگاه میکنه با همه دعوا میکنه همه چیرو پول میبینه الان کسی نمونده دوروبرمون ابرو برام نزاشته هر کسیرو میبینه بعد دو سه روز دعوا میکنه باهاشون

    پاسخ
    • خواهرتون احتیاج به یه مسافرت ۱۵روزه داره و داخل مسافرت با یه حال و انرژی خوب زندگیشو رو به خوبی و آرامش ببری… رفتارای خواهرت بازتاب رفتارهای خانوادشه در گذشته… باید آینده سبزی رو برا خواهرت تعریف کنی و داخل عمل هم تمام تلاش خودتو بکنی و با حرفای قشنگ برادرش و پشتیبانی که ازش داره بازم بتونه به آرامش برگرده

      پاسخ
  • عباس روشندل
    ۱۹/۱۰/۱۴۰۰ ۰۷:۵۰

    سلام شوهرم نابیناست لطفا کمک کنید از وقتی پدرومادرش را ازدست داد افسردگی شدید گرفت اولا سکوت میکرد ووهیچ از خونه در نمیشد خودشو در خانه زندانی کرده .ولی الان وضع حالش خیلی بد شده همش با خودش صحبت میکنه و میخنده فوش میده ودعوا میکنه انگار با کسی در ارتباط هست ..دیگه منو هم روانی کرده خسته شدم نه خوراک گذاشته نه خواب ونه زندگی

    پاسخ
    • سلام ، متاسفانه در این مورد کمکی از دست ما بر نمیاد ، حتما باید به پزشک متخصص ( روانکاو ) مراجعه نمایید .

      پاسخ
      • سلام من یه برادر دوقطبی دارم از زمان دانشجویی غرق در فلسفه شد برا همین دچار ناراحتی روحی روانی گردید، خاستم ببینم جایی هست زنگ بزنم بیان براش آمپول بزنن

        پاسخ
  • سلام. مامان من کلا زمینه های افسردگی رو داشتند الان دو شبه هی میگه میخوام بمیرم هیچکس منو دوست نداره خودشو میزنه همرو میزنه میخوایم بگیریمش هی متشنج تر مبشه نمیدونیم چیکار کنیم ایا کسی هست بتونه بیاد اینجا تو شرایط بحرانی واقعا نمیدونیم چیکار کنیم

    پاسخ
    • سلام وقت بخیر. مادر شما بخاطر توحین ها و بی محبتی های که بهش شده در طول این مدت… دچار مشکلات روحی روانی شدیدی شدن. شما باید فضای خانه رو براش مساعد از هر لحاظ کنید… تمیزی… بوی داخل خانه… وسایل داخل خونه… و چیزای که دوس داره و شماها میدونید… باید زمان برای اصلاح بدهید و دو روز یه ماه شما ب خواستتون نمیرسید… فقط محبت و احترام و توجه میتونه شمارو کمک کنه.

      پاسخ
      • چرا شما فقط افراد نزدیک بهش رو مقصر جلوه میدید.. من بخاطر خواهرم الان خودمم مریض شدم

        پاسخ
  • سلام وقت بخیر یکی از همسایگان ساختمان ما حدود یکسال هست که آمدن دختر ۱۱-۱۲ساله دارن که مدام داد میزنه و گریه میکنه خیلی اوضاع نگران کننده ای و پدر هم نداره با مادرش زندگی میکنه چطور میتونم معرفی کنم شمارو تشریف بیارین مادرش هم داد میزنه و کلا هردو اختلالات روانی دارن

    پاسخ
    • فقط بستگان نزدیک مثل مادر ، پدر ، خواهر یا برادر میتوانند درخواست داشته باشند

      پاسخ
      • سلام
        من نمیتونم مامانمو درک کنم همشه بر خلاف همه رفتار میکنه لجبازی میکنه یه مساله رو کامل و واضح براش توضیح میدیم دوباره اصلا نمیفهمه و حرف خودشو میزنه از همه فراریه اصلا مهمونی نمیاد دوس نداره کسی بیاد خونش دوس نداره جایی بره ابروهاشو کامل با تیغ میزنه که جایی نره دیوونه شده منم دیوونه کرده واقعا دیگه اعصابم نمی‌کشه از صبح میرم سرکار بعد غروب بخوام بیام باهاش سروکله بزنم غیر قابل تحمله برام خواش میکنم راهنماییم کنید چیکار باید بکنم ممنونم

        پاسخ
  • سلام، پدر و مادر من هردو عصبی هستند، کلا خانوادهٔ ما همینطورند و حتی خودم، با اینکه معمولا آرام هستم. خواهر و برادرهایم خوشبختانه از خانه رفته‌اند و موفق و حتی خیلی موفق شده‌اند. من با پدر و مادرم زندگی می‌کنم. کنار آمدن با آنها کار محالی است ولی چاره‌ای ندارم، که این هم تا حد زیادی خواست خودشان است. به عبارتی محترمانه من را اسیر گرفته‌اند. رفتارشان خیلی متغیر است. گاهی احساس می‌کنم اوضاع دارد روبراه می‌شود و حتی اگر هیچوقت نتوانم مستقل بشوم مشکل خاصی نیست و می‌‌توانم با شرایط کنار بیایم. ولی هر چند وقت یک بار، پرخاشگری‌ها و رفتارهای عصبی‌شان اوج می‌گیرد، گاهی با هم گاهی یک به یک. در این مواقع، کاملا آشکار است که دنبال بهانه‌ای برای دعوا با من می‌گردند، و هر چقدر هم از درگیری فرار کنم، بالاخره موفق می‌شوند و بیشتر هم ساعات آخر شب، یا روز وقتی در و پنجره باز باشد شروع می‌کنند به داد و فریاد. من واقعا نمی‌دانم چه کار کنم. امشب پدرم سر هیچ شروع کرد به داد کشیدن و طلبکار هم شد، احتمالا صدایش توی کوچه هم رفت… واقعا دلم نمی‌خواهد فضای بی‌احترامی و توهین در خانه حاکم باشد، ولی آدم را مجبور می‌کنند و هر وقت بخواهند کمترین دفاع یا حرف یا حرکتی را بهانه می‌کنند و جنگ راه می‌اندازند.

    پاسخ
    • سلام دوست عزیز. پدرت که خونه نبود بشین با مادر حرف بزن و درخواست هاشو حرفاشو چیزای که میخواد رو بنویس…. و با پدرم هم همین کارو بکن…. درخواست هاشونو نگاه کن و ضعفاشونو بازم تو تنهایی که خودشون فقط بازگو کن و ازشون خواهش کن که به خواسته های هم احترام بزارن. تو باسیاست و صبوری و قدرتت میتونی احترام رو بازم به خونت بیاری. پشت مادرتو هیچ وقت خالی نکنی.

      پاسخ
  • مهرداد واحدی ازتربت حیدریه
    ۲۹/۱۱/۱۴۰۰ ۰۱:۱۴

    باعرض سلام،
    ببخشیدمن مردچهل ساله هستم بیست وچندساله موادمصرف میکنم صدهاباربه هر روش ترک کردم ولی موفق نشدم آیامیتونم توی بیمارستان ابن سینا جهت ترک موادمخدربستری بشوم؟
    هزینه‌ش چقدمیشه؟
    لطفاجواب مو سریعابدین ممنون میشم

    پاسخ
    • سلام دوست عزیز ، ما اطلاعی از شرایط بیمارستان سینا نداریم ، باید حضورا تشریف ببرید بخش پذیرش این بیمارستان ، امیدواریم مشکل شما حل بشه .

      پاسخ
  • امیر حسین
    ۳۰/۱۱/۱۴۰۰ ۰۰:۴۹

    سلام.من از سال ۸۰شروع به مصرف تریاک و شیره و حشیش کردم.با اولین خماری از تریاک دچار پانیک شدم.که تا الان باهاش درگیرم.هر روز افسردگی دارم.اعصابم از سر و صدا به شدت به هم میریزد.خیلی سال هست که با مردم دمخور نمیشوم.از بیشتر ادمها بدم می اید.بیماری پنیک بیشتر وقتها ازارم میدهد و زیاد هم طول میکشد.به خاطر حال روحیم نتونستم جایی مشغول باشم.و به دکتر مراجعه کنم.چندین بار در این سال ها به دکتر مراجعه کردم ولی حالم خوب نشده.کاملا عاجز شدم.بیشتر وقتها احساس مرگ و دیوانه شدن میکنم به شدت زیاد.خودم رفتم خدمت ولی حالم بدتر شد و فراری شدم.تمام کار هایم یا شروع نمیشود یا نیمه کاره میماند.اصلا حوصله ندارم.حتی وقتی مینویسم اعصابهای معده و بدنم تحریک میشود و ازارم میدهد.سر درد میگرن دارم چندین سال است.معده ام به شدت درد و رفلاکس دارد.۸سال متادون خوردم نتونستم ترکش کنم.الان شربت تریاک و متادون میخورم که متادونم را قطع کنم.صدا ها به شدت ازارم میدهد.خیلی خواستم خودم رو بکشم ولی باز به خاطر خیلی چیز ها یا حتی ترسهام هنوز این کارو نکردم.فراموشی و پرش افکار و وسواس فکری و نوشخوار مغزی زیادی دارم چندین سال است که زیاد شده.تو رو خدا راهنماییم کنید.هزینه درمان چقدر هست.چیکار میتونم انجام بدم.خودم دوست ندارم اینطور باشم.ولی امیدی نمیبینم اصلا.گاهی که حالم بهتر میشه میتونم به این چیزها فکر کنم.تو رو خدا راهنماییم کنید.من۳۶سالمه و مجردم.پول ندارم ولی کار از دستم بر میاد.چندین کار بلدم.

    پاسخ
    • سلام دوست عزیز ، شما نیاز به یک روانکاو دارید تا در دوران ترک و بعد از آن راهنما و درمانگر شما باشند .

      پاسخ
    • سلام دوست عزیز… هر روز تو آیینه با خودت حرف بزن… درخواستتو به خودت بگو… و انقد قوی باش که به آدم درون خودت که همون کودک درون بهش میگیم درخواستتو بگو… و خودت درخواست خودتو انجام بده… یعنی بشید دونفر… نفر دوم فقط تورو نصیحت میکنه و توام مجبوری گوش بدی… باید پیاده روی و طبیعت گردی تو جاهای خلوت رو شروع کنی… از شلوغی بدت میاد باشه… ولی جاهای خلوتم وجود داره… یواش یواش صداها برات اذیت کننده نیستن… تویه فضای بسته باکس مغزت مریضی و ویروس میگیره و باعث خالی شدن انرژی و امیدت میشه…. تو باید قبول کنی که اگه چیزی مصرف نکنم هیچی نمیشه…. و دوستای مصرف کننده هم باید قط رابطه کنی…. پیشنهاد میکنم شما حیوان خانگی بگیر که از این قفس تاریکی در بیای.

      پاسخ
  • علی قورچیان
    ۰۳/۱۲/۱۴۰۰ ۱۴:۵۱

    سلام علی قورچیان هستم ساکن تهران. پدرم در تهران زندگی می کند و مشکل روانی دارد نمی توانم بعد از تشنج او را به بیمارستان برسانم می خواهم از شما کمکش کنید

    پاسخ
    • سلام دوست عزیز ، برای دریافت خدمات با ما تماس بگیرید ۰۲۱۲۲۸۷۸۵۰۰

      پاسخ
      • دختری دارم ۲۹ سالشه از ۱۶سالگی از خونه فرارمیکرد و بل وجود پولدتو جیبی میرفت قرض می‌کرد که فرار کنه .مشاوره بردیم .ولی ادامه نداد روانشناس بردیم ادامه نداد هر روز بدتر میشد حتی در ۲۲سالگی که فرارکرد مورد تجاوز قرار گرفت باز تنبیه نشد بخاطر رفتار بدش یکسال نزاشتم تحصیل کنه ولی فایده نداشت الان لیسانس حقوقه ولی مثل بچه ده سال لج می‌کند هر روز توهین و فرار …بشدت دستش گیر کردیم

        پاسخ
  • با سلام ما یه معاون داریم خلیلی مارو ازیت میکنه شماره اورژانس اعصاب و روان مردان خرمشهر یا آبادان دارید بیان این را ببرن

    پاسخ
  • سلام یکی از اقوام ما مشکل روانی دارد
    حدود ۱۷ سال است که از مواد مخدر استفاده میکرده و به همه بدبینه و دائم دعوا راه میندازه
    الان هم که تازه ترک کرده بود بردیمش پیش روانپزشک و گفتن که باید حتما بستری بشه و مشکل حادی داره اما بخاطر کرونا بستریش نکردن و بهش قرص دادن
    الان نمیدونم قرص هاش تاثیری نداره یا دوباره میکشه خودش هم نمیاد پیش روان پزشک فقط بگین ما چجور میتونم بستریش کنیم؟

    پاسخ
    • سلام من یه خواهر دارم مشکل اعصاب و روان داره از بچگی و الان ۳۸ سالشه و یه بار با یه نفر فرار کرد و مجدد برگشته و افتصاح اوصاعش و کلن همه رو میزنه فحش میده میگه شما ازدواج کردین نیاین اینجا میکشمتون و هر روز خواهرمو میزنه به بهانه های مختلف دکتر هم میره قرص هم می خوره ولی فایده نداره تو روخدا بگیرجی کار کنیم

      پاسخ
  • سلام
    وقت بخیر توی اصفهان برای بستری فرد معتاد در بیمارستان‌فارابی باید چه اقداماتی انجام بدیم؟

    پاسخ
    • سلام دوست عزیز ، از خود بیمارستان‌فارابی باید سوال فرمایید ، ما هیچ اطلاعی از تعرفه و خدمات بیمارستان‌فارابی نداریم

      پاسخ
  • با سلام فرهاد هستم اخیرأ خانمم به بیماریه روحی روانی مبتلا شده و منشی هم این بود که یکی از بستگان درجه یک در خانه ما مهمان بودند و در این چند ماه قرص کلونازپام استفاده کردن، باور کنین از زندگی خسته شدم از خواب بیدار میشم ،مگیم یا خدا باز چه دعوایی خواهد بود مشکل اینجاست دکتر هم نمیره ، خواهش میکنم راهکار بدید.

    پاسخ
  • سلام من پدرم مشکل داره الان مدت طولانی هستش که مارم داره روانی میکنه واقعا خسته شدیم از دستش داریم تک تک مون افسرده میشیم ب ماها فوش میده بد و بیراه میگه بعدش میگه من کی گفتم ، میاد در اتاقو باز میکنه میگه با گریه من چیکار باید بکنم بعد داد میزنه میگه بیا منو بزن وقتی ام محلش نمیدیم میزنه زمین خودشو محکم خودشو میزنه میزنه تو سرو صورتش لطفا کمکمون کنین خواهش میکنم داریم دیوونه میشیم سالهاست وضعیتمون اینه

    پاسخ
  • سلام داداش من ۱۹سالشه ۲سالی میشه ک تا از ی چیزی ناراخت میشه یا مشکلی پیدامیکنه میره سراغ قرص آلپرازولام نزدیک ۱۰۰تا یا ۲۰۰تا قرص میخوره گاهی وقتا کمتر هیچ تاثیری جز توهم و پرخاشگری نمیزاره وقتی قرص میخوره کلید میکنه ب ی چیزی دیگه ول نمیکنه یهو چاقو یا قمه برمیداره شیشه میشکونه خودشو میزنه همه جای سرویدنش جای زخم ی بار بیمارستان امام حسین کرج بستری شد ولی بعد اون درمانشو ادامه نداد چن ماه پیشم ب خاطر مصرف قرص زیاد ی هفته تو کما بود جوری ک دکتر قط امید کردن ولی خداروشکر بهوش اومد وقتی ک قرص نمیخوره مثل ی آدم سالم هرچقد واسش تعریف میکنیم ک قرص خوردی این کارارو کردی این حرفارو زدی میگه اصلا یادم نمیاد من نمیدونم کی قرص خوردم چیکارکردم تو این ی ماه نزدیک چن بار قرص خورده ی قمه میگیره دستش میره بیرون ب پلیسم زنگ میزنیم هیچ کاری نمیکنه دیگه خستمون کرده آبرو واسمون نمونده چطوری میتونیم ی بار دیگه تو بیمارستان امام حسین بستریش کنیم

    پاسخ
  • سلام من یک دختر ۱۷ ساله هستم نمیدونم مامانم روانیه یا مشکل خاصی داره بعضی وقتا خوبه بعضی وقتا خیلی بد طوری که به طرفم حمله میکنه و با سیخ یا وسیله ای دیگه منو میزنه بعضی وقتا هم وسایل اشپز خونه رو میریزه توی پذیرایی و میشکنه و فحاشی میکنه و ساعتها با خودش حرف میزنه و به قول معروف غر غر میکنه من سر این مسئله خیلی دارم اذیت میشم ترو خدا کمکم کنید نمیخوام بفرستم تیمارستان چون میدونم اونجا بد تر میکنه ترو خدا یه راهی جلو پام بگذارید ممنون

    پاسخ
    • دم شما گرم که اینقدر وسیع و پخته برخورد میکنی. تو یه زن واقعی میشی. بخدا من کاری از دستم برنمیاد جز اینکه بهت افتخار کنم ایرانی. زیبا.

      پاسخ
  • سلام و خسته نباشید بر تلاشگران اورژانس ۱۱۵ ، من خیلی شما رو دوست دارم کارهاتون و… شاید مرض من این باشه ک علاقه زیادی به اورژانس و آمبولانس دارم ، بله میخاستم ی چیزی هم بگم ک نه بابام اخلاقش خوبه و نه مامانم
    طلاق نمیگیرن راحت شیم هر روز توی خونه ما دعوا هست ، قشنگ یادمه ۳ یا ۴ سال پیش پدرم با همسرخالم دعوا کرده بودن تو باغ پلیس اومده بود ، چند هفته قبل هم دوباره دعوا کردن ولی این دعوا مثل سری قبل نبود !! از سال ۹۷ به بعد یعنی بعد دعوا، پدرم همش به خانواده مامانم مرتب فوش میده درست کنار ما فوش میده ما هم بچه ایم .! خلاصه مامانم هم ک فقط زود عصبانی میشه ،بابام هم زود اعصبانی میشه شاید ب ی چیز کوچیکی گیر بده هزار بار منو میزنه
    ۲ تا داداش دارم از من کوچیکن اونا رو هم میزنه منم میزنه نمیدونم چیکار کنم ولی احساس میکنم بابام و مامانم بیشتر داداشام رو ب حساب میذارن! خانواده نیستیم انگار با هم دشمنیم متاسفم ب خدا توکل دیگه نمیدونم باید چیکار کنم از دست این خانواده خسته شدم.

    پاسخ
  • سلام مادر من مدام عصبیه و پرخاشگره مدام اذیت میکنه دادو بیداذ میکنه من ۲۲ سالمه خیلی اذیتم میکنه نمیذاره با کسی در ارتباط باشم همش میگه باید بمونی خونه دست روم بلند میکنه همش توهم داره ک من دارم کارایی میکنم مدام اسم و لقبای زشت روم میذاره همش دعوا میکنیم هیچجوره درست نمیشه خسته شدم میشه راهنماایی کنین ؟!

    پاسخ
  • بدترین روزای زندگیم پدر مادرم تو بیمارستان برام ساختن ادم سالمو بردن شفاخاطره ی که هیچویت از ذهنم‌پاک نمیشه من فقط تو سن بلوغ بودم میتونستن مث رفیق باشن ک بهشون اعتماد کنن میتونستن پشتم واستن نه روبروم بدترین روزای عمرم نوجونی تو اون خراب شده گذشت خیلییییییی رو روح روانم تاثیرگزاشت تف تو صورت پدرومادرم که تو عصردایناسورهازندگی میکردن از بچه داری هیچی نمیدوستن و نمیدونن

    پاسخ
  • سلام ،من پرستار هستم و من مدت ۱۲سال هست که با یک اقایی زندگی میکنم ،بعد سه سال متوجه بیماری روانی ایشون شدم ، ایشون به هیچ عنوان بیمار بودن خود رو نه تنها قبول نمیکنه بلکه مشکل رو از همه غیر خودش میبینه و همش من فکر میکردم میتونم خودم درمانش کنم اونم بدون دارو و کمک گرفتن ،در این چند سال هر وقت یبار دچار روانپریشی شده و من رو به شدت کتک میزنه و بعد یادش میشه و وقتی داره کتک میزنه کاملا حالتش بر میگرده و بعد از اون دوباره قیافش بر میگرده ؟یک بار هم من بستری شدم از کتکش که ضربه به سرم خورده بود پرونده داره تو بیمارستانی که من بستری بودم چون بیمارستان خبر داد کتک کاری بودی بعد بخشیدمش ولی همین دو روز پیش هم دوباره کتک بدی خوردم بهطوری که با سیخ وچاقو میخواست توی شکمم و چشمم بکنه و همچنین کلی با سیخ کتکم زد که پام نباز به بخیه پیدا کرد من سریع خونه رو ترک کردم و خواستم امبولانس روان زنگ بزنم که نمیدونستم کجا رنگ بزنم بیان ببرنش چون همینجوری با پای خودش نمیاد دکتر ،تمام خونمون خون من ریخته بود بعد که برگشتم اومدمخونه دیدم همه خون اینا رو پاک کرده و عین خیالش هم نیست انگار اتفاقی نبوفتاده ،میخوام ببینم که چیکار کنم ،من به عنوان پرستار اصلا موندم چیکار کنم

    پاسخ
  • با برادر ۲ قطبی کداروهاش مصرف نمیکنه باید چکرد واقعا داغون شدیم یبار حالش خوبه بعد دوباره حالش داغونه چکنیم بستریش کردیم از پادرش اوردن بدتر شدفق اوایل خوب بود

    پاسخ
    • سلام مادری دارم واقعا دیونم کرده از بچگی منو تو خونه زندانی میکرده یعنی عملا زندانی طوری که مادربزرگم گاهی اوقات میومد دنبالم به مادرم میگفت ولش کن بزار دو ساعت بیاد بیرون نفس بکشه اینقد تو سری زد بهم همیشه گوشه گیر خجالتی و کم حرف بودم دو سال ازشون فاصله گرفته بودم فهمیدن نه تنها خجالتی نیستم بلکه خیلی راحت میتونم با دیگران ارتباط برقرار کنم انگار فقط مشکلم توسریخور بودم بود.رتبه ۶۰۵ کنکور آوردم نزاشت برم دانشگاه میگه خواهرت حسودی میکنه رتبم بهم دروغ گفت ۸۰۰۰ شدی منو مجبور کرد ۵سال کنکور بدم درصورتیکه رتبه هرساله م حدود س رقمی میشد بعد ۵ سال رتبم فهمیدم الان دو سال تخت منو تو خونه زندانی کردن تا هیچکی نفهمه و اینکه مهلت شکایت برای جلوگیری از حق تحصیل بگذره نه میزارن با دوستام بیرون برم حتی کارت ملی و شناسنامه هم ازم گرفتن تا حساب بانکی باز نکنم میگه بچه ناخواسته و چه به این حرفا روزانه فقط یه وعده غذا که اونم حتما باید کلی دعوا بیفته. بزور یه بار فرار کردم طلامو فروختم سیمکارت گوشی خریدم. کارای عجیب غریب میکنه خودشو مثل دیونه های تو تیمارستان میکنه شکلک در میاره دکتر رفته میگن سالم اصرار میکنه ام اس داره بزور داروهای ام آسو مصرف میکنه جیغای وحشتناک میکشه هیچ کی از همسایه ها آسایش نداره.انقدر تسن اعصاب و روان ازش گرفتن دیگه بلد چه جوری جواب بده با این حال که تستارو بزور سالم جواب میده بازم یه پزشک خوب میفهمه مشکل داره ولی اصلا قبول نمیکنه…تو رو خدا خواهش میکنم تازه ۲۴ سالم شد آخرین بار ۱۰۵ شد رتبم با این رتبه تو خونه زندانیم به پلیس نمیتونم زنگ بزنم چون عموم سپاهی هس دستم هیچ جا بند نیست .خواهش میکنم بگید چیکار کنم بره تیمارستان همین الانم با هق هق دارم مینویسم سه بار تا حالا خودکشی کردم ولی الان فقط میخوام انتقام بگیرم

      پاسخ
    • داروهاش داخل آب یا غذاش بریزید

      پاسخ
  • سلام من حوصله کسیو ندارم از همه بدم میاد دوست ندارم کسیو ببینم از سرو صدا و نور بیزارم با خودم حرف میزنم همش گریه میکنم چند ساله اینجوری هستم به خودکشی فکر میکنم از وقتی مادرم ازدواج کرد تنهام گذاشت الان خیلی احساس تنهایی میکنم میشه راهنمایی کنید نیاز به بستری دارم؟؟

    پاسخ
  • فهیمه خواجوی
    ۲۴/۰۸/۱۴۰۱ ۰۱:۴۰

    سلام
    بنده دوتا خواهرزاده ۵۰ و ۵۵ ساله دارم که حدود ۱۰ سالیست دچار روانپریشی شدید که باعث فوت خواهر شدند و دو بار در بیمارستان امام حسین بستری شدند و متاسفانه چون دارو مصرف نمیکنند باعث سرو صدا و اذیت همسایگان شده اند حال الان دکتر میگویند باید در مرکزی نگهداری شوتد تا داروهایشان را مصرف کنند ایا جایی میتوانید در تهران معرفی کنید که این خواهرو برادر را نگهداری کنند و جایه مناسب و خوبی باشد … ممنون

    پاسخ
  • سلام من یه بابا دارم که روانیه هر روز به یه چیز الکی گیر میده نمیدونم مواد میکشه یا نه سر اون با مامانم و من دعوا میکنه گاهی اوقات منو میزنه تو همه چی محدودم میکنه نمی ذاره کلاسام و برم منو مامانم همش گریه میکنیم بخاطر اینکه روانیمون کرده من و مامانم افسردگی گرفتیم
    میشه بگید چیکار کنم؟

    پاسخ
  • هنوز عقل دارم اما حس میکنم دارم دیوانه میشم،احتیاج به کمک دارم مشکلاتم یکی دوتا نیست،دارم هر روز عذاب میکشم،به خونوادم میگم فقط راهکار های مسخره میدن،دلم میخواد فقط یکبار با یکی حرف بزنم

    پاسخ
  • زهرا گودرزی
    ۲۲/۰۹/۱۴۰۱ ۱۱:۵۱

    سلام، من ی آدم افسرده و عصبی هستم، حوصله ی چیزی رو ندارم، زود از کوره در میرم، همشم بخاطر اتفاقات خیلی بدیه ک تو زندگیم افتاده تقریبا به همه چیزایی ک میخواستم نرسیدم. و دیگ بریدم و خستم میخوام خودمو معرفی کنم ب دیوونه خونه ایی چیزی ک تنها باشم تو ی اتاق میترسم اگر دیر اقدام کنم کار دست خودمو بقیه بدم. و اینک عمومم همین مشکلو داره و نزدیک سی سال که تو دیوونه خونه ی شیرازه. خداروشکر سابقه ی خانوادگی هم داریم:)))

    پاسخ
  • سلام برادرم چند مشکل براش بوجود اومد بیکار شده ،جای هم سرمایه گذاری کرده و پولش بردند برای همین افسرده شده یکماه قبل دکترروانپزشک رفته و دارو براش تجویز کردن ولی اصلا دارو رو استفاده نکردن الان حدود ۲۰روزه هیجی نمیخوره حتی اب هرکاری میکنیم که بریمش بیمارستان قبول نمیکنه چه باید کرد پوست استخوان شده الان گلوشم خشک میشه حتی اورژانسم زنگ زدم گفت نمیرم برای بستری حالش خیلی بده میل به هیچی نداره هیلی نگرانم

    پاسخ
  • سلام لطفا راهنمایی کنید خیلی داریم اذیت میشیم

    خواهر من به شدت پرخاشگره و چند بار من و مادرمو تهدید به قتل کرده حتی یبار منو داشت خفه میکرد
    به شدت فحاشی میکنه
    وسایل خونه رو‌میشکونه
    و بسیار لجبازه اصلا نمیشه باهاش حرف زد بسیار بد و بیراه میگه
    البته گاهی هم اروم هست ولی خیلی اذیتمون میکنه?
    آیا لازمه بستریش کنیم اون ۲۳سالشه

    پاسخ
  • سلام، پدرم فکر میکنه ما دشمنش هستیم و مارو از همه چیز محروم کرده در واقع حرص و طمع بسیار دارد،حرف های رکیک میزند و علاقه زیادی به کتک زدن ما به خصوص مادرمان دارد. دوران کودکی را به سختی سپری کردیم و از سن کم شروع به کار کردیم تا حتی برای خرید خوراک خونه مجبور به دعوا و کتک کاری نباشیم اما الان به دنبال راهی برای حل این مشکل هستیم، چندمرتبه به نزد پزشک بردیمش اما مقابل پزشک تظاهر به خوب بودن می کند و تغییر شخصیت می دهد، آیا راهی برای ارسال او به بیمارستان و بستری شدن هست؟

    پاسخ
  • سلام مادر من مشکلات روان داره.ارجمله اظطراب و مشکلات عسبی ک باعث میشه تو موقعیتایی که دچار اظطراب میشه جیغ بزنه خودش رو. بزنه و اگر خواسته اش رو انجام ندیم با چاقو تهدید به کشتن خود و بچه ها میکنه و بچه ها رو میزنه.و دربرابر رفتن به دکتر مقاومت میکنه.چجوری حلش کنم.

    پاسخ
  • سلام ۶ روز پیش خودکشی کردم الانم نمیتونم چشم رو هم بذارم همش میبینیم یکی از عزیزام سرش بریده میشه خودمم هر چی میبینم میخوام خودمو باهاش بکشم دارم دیوونه میشم همه چیو فشار میدم تا خودمو کنترل کنم قرص کلومیپرامین میخوردم دو تا ۵۰ قطع کردم نمیخوام بخورم ولی وضیعت خیلی خرابه هیچکس کمکم نمیکنه فقط به مرگ فکر میکنم

    پاسخ
  • بابای من روانیه تمام مدت اذیتمون میکنه رفتارای خیلی بد میکنه با هممون
    احتیاج به کمک دارم نمیدونم باید با کجا تماس بگیرن و چکار کنم

    پاسخ
  • شوهرم ۳ ساله ناراحتی اعصاب و روان داره که هر متخصصی بردم بهش قرص داده و مدام باید قرص مصرف کنه، از کار برکنار شد و بیکاره و توان کار کردن نداره بیمه هم نداشت و خودم بیمه مشاغل آزاد میریزم تقریبا یک ماه توی بیمارستان ابن سینا مشهد بستری شد و چهار بارشوک مغزی بهش دادن ولی هیچ بهبودی حاصل نشد و مرخص شد و حالا با همین وضعیت من ماندم و دو فرزند که پدرشون هیچ حمایتی نمیشه،خودمم از فشار زندگی و پرستاری افسردگی گرفتم نمیدونم مراجعی هست که اینجور خانواده ها رو حمایت کنن و چاره ای بیاندیشند!؟ لطفا راهنماییم کنید !

    پاسخ
  • BEHZAD WLYKHANNYA
    ۰۳/۰۲/۱۴۰۲ ۰۳:۲۷

    با سلام بنده برادری دارم ۶۰سال سن داره تمام همسایه هامون رو ذله کرده ماشین همه رو خط انداخته حتی ماشین خودمو که بخاطرش فروختمش با سنگ زده شیشه ماشین همسایه هارو شکونده ی روانی بتمام معنا مادرم دیالیز میکنه از دستش شب و روز نداریم آیا در سنندج بیمارستانی هست که اینارو همیشگی نگه دارن ممنون از شما

    پاسخ
  • سلام یه دختر ۱۴ ساله هست که آزار و اذیت دادن به دیگران رو یعنی هر کسی که دلش بخواد رو خیلی اذیت میکنه چه به صورت فیزیکی و حالا چه به صورت گفتاری میشه راهنمایی کنید که آیا لازمه که تحت یکسری کار قرار بگیره که بهبود پیدا کنه ؟

    پاسخ
  • سلام، مادرم ۶۶ سالشه و من ۴۴ سالمه و از زمانی که یاد دارم دچار توهمات شدید دیداری و شنوایی هست و فکر می‌کنه یک مرد پیر همیشه در حال تعقیبشه و میخواد بکشدش و حتی اکثر اوقات فکر می‌کنه که همه آدم ها خود واقعیشون نیستند و نقاب و ماسک زدند تا ازش سو استفاده کنند،و هیچ چیز و هیچ کس رو باور نداره و سوئ ظن شدید به همه کس داره و کلی اذیت و آزار رسونده یک عمر به ما… برای اینکه ببرند و بستریش کنند من باید چه کاری انجام بدم ؟ لطفاً راهنمایی کنید.تشکر

    پاسخ
  • سلام مادره من پارانوئید شدید داره کاملا روانیه و داره تمام افراد خونه روهم روانی میکنه روانپزشک هم هیچجوره نمیاد واقعاً نمدونم باید چیکار کنم

    پاسخ
  • یه دختر ۳۰ ساله در همسایگی ما هست که یک روز داد و بیداد میکنه و یک روز خود زنی با تیغ روی سینه اش و لخت شدن تو خیابون کسایی که دلایلشو میدونن بگن

    پاسخ
  • سلام ما یه مدیر داریم تو مدرسمون اصلا ثبات عقلی نداره. مثلاً یه روز میاد میگه همه برن کتابخونه بعد شروع می کنه از آرامش روح صحبت کردن بعد چند روز بعد میاد میگه کسی اجازه نداره از سکوت کتابخونه استفاده کنه. صبح میاد میگه دانش آموز محترم سلام. بعد از ظهر میگه همه اینا بیشعورن. می‌ره تو دفتر و به صورت مشکوکی درو قفل می کنه و میمونه همونجا. کلا مشکل روانی داره فقط هم دانش آموزا نمیگن همه میگن. من عمیقأ دوست دارم به این بشر کمک کنم. چیکار میشه کرد این آدمو.

    پاسخ
  • سلام یه پسر ۱۶ ساله دارم بیچارمون کرده
    از سه چهار سال پیش کاراشو شروع کرد
    شبها تا دیر وقت خونه نمیومد همش تو پارکا و با رفیقاش بود فحش میده بد دهنه بی ادبه با بدبختی رسوندیمش تا نهم اما همش فرار میکرد الان دهمه اصن مدرسه نرفته همش میگشته بیرون بعد میومده خونه دائم سرش تو گوشیه یا داره دعوا میکنه یا با دخترا حرف میزنه یا فحش میده یا بیرون دنبال کثافت کاریه دوساله که خود ارضایی میکنه داخل تشک و پتو بالشش به این نتیجه رسیدیم که مشکل عقلی داره تند خو با مادر ش بدرفتاره آیا میشه ایشونو بستری کرد
    ممنون

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.